دانست‌. مهم‌ترين آثارش عبارت است از: در باب تقويم يهود؛ آگرون‌، نخستين واژه‌نامهٴ عبري‌، كه‌ در سال 913 تأليف شد (واژه‌ها به عربي ترجمه شده‌)؛ نخستين دستور زبان عبري‌؛ ترجمهٴ عربي‌ قسمت اعظم عهد عتيق‌، همراه با تفسير آن كه تا امروز هم در ميان يهوديان عربي زبان ترجمه‌اي‌ استاندارد است‌. تفسيري بر سِفر يِظيره‌؛ رساله‌اي در باب دين و اصول دين (در 943).
پس از مرگ او مركز فكري يهود از بابل به اسپانيا انتقال يافت‌.

فرهنگ و فلسفهٴ اسلامي‌
ايجاد تمدن اسلامي اسپانيا؛ عبدالرحمن سوم‌

خليفة الناصر عبدالرحمن بن محمد بن عبدالله‌، هشتمين خليفهٴ اموي قرطبه از 912 تا 961. در 926 به ياد همسر محبوبش (زهرا) شهر تازه‌اي به نام الزهرا بنا كرد. او مشوق بزرگ علم و هنر بود. در زمان او و جانشينانش‌، در آن زمان اندلس از متمدن‌ترين كشورها بود، و به بهترين شكل‌ اداره مي‌گرديد. هروسويتا، قرطبه را ((جواهر عالم‌)) خواند.

فارابي‌

ابونصر محمد بن طرخان بن اوزلغ فارابي‌1 در يك خانوادهٴ ترك در وسيج نزديك فاراب در تركستان زاده شد؛ در بغداد درس خواند؛ بيشتر آوازه‌اش را در حلب به دست آورد. در حدود 80 سالگي در 950 - 951 در دمشق درگذشت‌. نوافلاطوني و دانشمند جامع‌الاطراف مسلمان‌. نظام‌ فكري او التقاطي از فلسفهٴ افلاطوني‌، ارسطويي و تصوف است‌. از آنجا كه رسالهٴ معروف به‌ اثولوجياي ارسطو (نك نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم‌) از آثار نوافلاطوني اخير را، از نوشته‌هاي خود ارسطو مي‌پنداشت‌، الزاماً تصورش دربارهٴ فلسفهٴ ارسطو بر خطا بود. كار هم‌آهنگ‌سازي فلسفهٴ يوناني را با اسلام‌، كه از سوي كندي آغاز شده بود، پي گرفت و راه را براي ابن سينا هموار ساخت‌. بر آثار ارسطو (سماع طبيعي‌، علم كائنات جو، منطق و غيره‌) و بر ايساغوجي فرفوريوس‌، و مجسطي‌ بطليموس شرح‌هايي نوشت‌. (در مقابل ارسطو كه به معلم اول معروف بود او را معلم ثاني لقب‌ دادند.) آثار خود او غالباً مربوط به علم النَفْس و مابعدالطبيعه است‌. مهم‌ترين آنها از لحاظ ما مدخل مختصري است بر فلسفه موسوم به رسالهٴ فصوص‌الحكم‌؛ و رساله في مبادي آرأ اهل‌ المدينة الفاضلة، كه سازمان شهري آرماني است‌، باگرايش‌هايي به شدت جامعه‌گرايانه‌؛ و بيش از همه‌، دو كتاب احصأالعلوم‌2 و مراتب‌العلوم‌3 (كه متن عربي آن در دست نيست‌) در باب‌


1 .به لاتيني Alpharabius .
De Scientiis .2
De ortu scientiarum .3